X
تبلیغات
رایتل

اشک حسرت

سئوگیلیم،عشق اولماسا،وارلیق بوتون افسانه دیر
دوشنبه 28 فروردین 1391

اشک اسمان

   دوست داشتم پرواز کنم در اوج اسمانها تا شاید خودم قطره عاشق را


   میان این همه قطره پیدا کنم..........


   میدانستم قطره هایی که از اسمان میریزد اشک اسمان است..............


  اشکهایی که هر قطره از ان خاطره ای بیش نبود...........



نظرات (20)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
دوشنبه 28 فروردین 1391 ساعت 11:10 ب.ظ
+ رضا
دیشب باران قرار با پنجره داشت
.
رو بوسی ابدار با پنجره داشت
.
یه ریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
.
چک چک.چک چک . . . چکار با پنجره داشت
.
.
.
.
مرسی ممنون
قشنگ بود
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 29 فروردین 1391 ساعت 07:43 ق.ظ
+ پسر پارسی
سلام سعیده خانم.خوبین؟مرسی که میای و ممنون از لطفت.بالاخره اپ کردم،امیدوارم مطلبم راضی کننده بوده باشه.راستی چند تا کامنت اخری که واسم گذاشتی فکر کنم ادرس وبت رو درش اشتباه برام گذاشتی اخه با ادرس زیر کامنتات نمیتونم وارد وبت شم،لطف کن چکش کن.مرسی و موفق باشی.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 29 فروردین 1391 ساعت 04:21 ب.ظ
+ حامد HmD
سامولکم جمیعا * عاشق کتی و جمیلم
از همه عرذ میخام ازینکه ی مدت نبودم مشکل سیستوماتیک داشتم.مرسی ک بهم لطف داشتید.
راستی سعیده جان پیامتو خوندم اما قرار بود میلتو واسم بذاری. منتظرم. یکمم آپای تیریپ روانشناسی بذاری ممنون میشم.مرسی مواظب خودت باش.بای
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بحححححححححححححححححح سلام حامد جان خوبی عزیزم

بابا کجایییییییییی دلم واست تنگیده بود ممنون که اومدی چشم اپ روانشناسی هم میذارم اقای درون گراااااااااااااااااااااااااا

خیلی خوشحال شدم حامد جاننننننننننننننننننننننننننن

تو هم مواظب خودت باش
سه‌شنبه 29 فروردین 1391 ساعت 07:14 ب.ظ
+ خاطره
بحححححححححححححححححححححححح دخمل اینجارووووووووووووو

ببین کی اومده چطوری اقا حامد کجا بودی بابا این دخمل ما اصلا دل به این وبلاگش نمی داد به زور کتک بهش گفتم یه اپی کنه

سعیده چشم و دلت روشن یالاااااااااااااااااااا ما شیرینی میخوایم زود باشششششششششششششششش حامد جونت برگشته

اخ اخ اصلا یادم رفت واسه چی اومده بودم بابا دخمل چی کردی مثل همیشه زیبا بود عین خودت

راستی دیدی دیروز اشک اسمونو پس بگو این دخمل ما از کجا نوشته اخی میفهمم راستی قدم زدن زیر بارون خوش گذشت با............


میدونم میدونم زیادی فک زدم دارم میرم نزن

بای
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بر خاطره


مرگ من چش نزن تو هر بار گفتی چشمو دلت روشن این حامد قیبش زده

اقا جان من اصلا نخوام تو به من چشم روشنی بگی کیرو باید بگم هاااااااان

بعدشم من خفت میگم خاطره چش دیدن قدم زدن ماروووو نداری هی بگو از دیروز چند بار گفتی ما هم گفتیم خیلی خوش گذشت جای تو هم خالییییییییییییییی

اره بابا دیروز بابااشک اسمون اومد ماهم دلو زدیم به دریااااااااااااااا

از اسمون نوشتیم مرسی عزیزم از اینکه اومدییییییییییییی
سه‌شنبه 29 فروردین 1391 ساعت 07:24 ب.ظ
+ شبگرد تنها !
سلام
ممنون از حضورت ...

هر جا دلت شکست ، قبل رفتن خودت جاروش کن تا هر ناکسی منت دستای زخمیشو رو سرت نذاره !

بازم شبگرد تنها !
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 29 فروردین 1391 ساعت 07:47 ب.ظ
+ بهار
سیلاااااااااااااااااااااااااااااااام

بححححححححححح دخمل حامد جونت برگشته چشمت روشن

شیرینیه ما کو ژس یالا فردا بی شیرینی نیایی هااااااااااااااا

راستی میگم کتکه کاره خودشو کرد هاااااااااااااا اگه میدونستیم جواب میده زودتر از ایناااااااااااااا میزدیمت

ولی خداییش خیلی خوشمل نوشتی دستو پنجولت درد نکنه

راستی دیروز خوش گذشت دزدکی دیمتون اخی چقدر با احساس نازیییییییییییییییی

اوه اوه به جان خودم زنده نمی مونم لو دادم من بی تخسیرم همش تخسیره خاطره بود

راستی شیرینی یادت نره وگرنه بد میبینی منتظرتیم با شیرینی

بابای

بووووووووووووووووووووووووووووووس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بهار خانوم

حالا ببینیت میتونیت چش بزنین بازم این حامد ما قیبش بزنه چش ندارید که ببینید بترکه چشم حسود و بخیل

دست شما درد نکنه خیلی کار خوبی کردید زدید بچه مردمو شلو پل کردید هنوز خجالت هم نمیکشید خوبه والا

بهار من شما دوتارووووووووو با همین دستام خفتون میکنم حالا دیگه واسه من کاراگاه بازی میکنین صبر کنین حالتونو میگیرم

فردا یه شیرینی بهتون بدم حالشو ببرین کیف کنین
پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 ساعت 01:59 ب.ظ
+ آوا
سلام
وب جالبی دارید
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 ساعت 09:24 ب.ظ
+ حسین
سلام وب قشنگی اگه با تبادل لینک موافقی خبرم کن
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 ساعت 09:43 ب.ظ
+ لبخند باران
امتیاز: 0 0
جمعه 1 اردیبهشت 1391 ساعت 11:22 ق.ظ
+ رها
سلام
ممنون که هنوز به حرفهایی از جنس دیگر سر می زنی

برای آمدنت کدام سند تاریخ را باید واسطه کرد :

دستهای بسته حیدر

یا پهلوی شکسته مادر
امتیاز: 0 0
جمعه 1 اردیبهشت 1391 ساعت 07:45 ب.ظ
+ خاطره
سلام علیکم یا دختر گرفتی مطلبو .......این از اون سلام هاست که تو بهمون یاد دادی ناکس بی چاره پسره نمیدونست کجا در بره

راستی بابا این بهاره چقد دهن لقه نگا همه چیزو گفته بهار خانوم حقت اون کتکه میگما ااااااااااا تو از کجا بو بردی نگو این خانوم شلو ول بازی کرده

راستی سعیده میگم این دخمله گه گذاشتی این گوشه چقد شبیه خودته نهههههههههههههه

خب دیگه مواظب خودت باش اومده بودم بهت یه سر بزنم بووووووووووووس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیکم یا خاطره

اره خداییش حال کردی چه فازی بهتون دادم فک کنم تا یه هفته رو فرم باشین اتفاقا این جور موقعا دهن لقی بهاره خوبه چون ادم میفهمه که کی داره جاسوسی میکنه خاطره خاونم دارم برات حالا کجاشو دیدی

خیلی لوسی خاطره حالا دیگه شبیه این دختره شدم دیگه هاااااااااان

من خوشملتر از اینااااااااااااااااااااااااااااااام اوه چی گفتم حرف تبلیغاتی شد نهههههههههههههههههه

تو هم مواظب خودت باش ممنون که بهم سر زدی بوووووووووووس
شنبه 2 اردیبهشت 1391 ساعت 12:09 ق.ظ
+ رضا
از باران که می گویم
تر می شود لحظه هایم
از برف که می گویم
سپید می شود خاطره هایم
از چشمه که می گویم
می جوشد ترانه هایم
از تو که می گویم
...
تازه می شود بهانه هایم...
...
امتیاز: 0 0
شنبه 2 اردیبهشت 1391 ساعت 09:07 ب.ظ
+ رضا
سلام چطوری (خوش تیپ)؟؟

.
.
ممنون نظر لطف شماست
.
.
اره خودمم!!
.
.
چشم حتما میگم دود کنه ناراحت نباش
امتیاز: 0 0
شنبه 2 اردیبهشت 1391 ساعت 09:24 ب.ظ
+ مصطفی
یکم نا مفهوم بود
قطره آسمان با قطره عشق فرق داره؟
خاطره چی بود؟ خاطره عشق؟ اگه اینجور بود که با ارزشه
دیگه نباید با این لحن میگفتی که بی ارزشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببین مصی یه بار دیگه گیر بدی به نوشته های من هر چی دیدی از چش

خودت دیدی میزنم شلو پلت میکنماااااااااااا جدیدا گیر میدی یادمه اولا این جوری نبودی
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 ساعت 10:18 ق.ظ
+ امام را دعا کنید
زندگی همچون کلافی پیچ در پیچ است که اولش پیچ است وآخرش هیچ است
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 ساعت 10:25 ق.ظ
+ پسر پارسی
سلام عزیز.خواهش میکنم،اشکال نداره.ایکاش صداقت توی وجود همه ما وجود داشت تا غمی وجود نداشته باشه.موفق باشی
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 ساعت 03:46 ب.ظ
+ فرید
درود
وبت باحاله
دوست داری بیا سمتم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 ساعت 09:38 ب.ظ
+ رضا
سلام سعیده جوون
.
.
.
فکر کنم خودت باید دست بکار بشی
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 ساعت 10:29 ب.ظ
+ مصطفی
جبر زمونه سخت گیرم کرده
چشم. چند سالی میشه نمی تونم مدحی بگم و اما میتونم سعی کنم حرفی نزنم

در ثانی من از انتقاد از نوشته هام استقبال میکنم :)
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 12 اردیبهشت 1391 ساعت 06:47 ب.ظ
+ دلشکسته(sogoli)
سلام عسیس دلم؛چطولی؟
بالاخره اومدمووویی دلم تنگ شده بود بلات
اوخ اوخ؛منو با مرامت کشتی دخملی
امتیاز: 0 0